تبليغاتX
غمگین ترین ملودیها
دوستداران استاد بابک بیات

 

ترانه ی فریاد زیر آب با صدای داریوش و آهنگسازی بابک بیات

دانلود

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 فروردین1387ساعت 12:21  توسط ابی | 
 چهارمين دوره جشنواره فيلم فجر، سال 1364

 تقدير از بابك بيات براى فيلم اتوبوس

 

پنجمين دوره جشنواره فيلم فجر، سال 1365

كانديد بهترين موسيقى فيلم براى فيلم طلسم

 

ششمين دوره جشنواره فيلم فجر، سال 1366

كانديد بهترين موسيقى فيلم براى فيلم شايد وقتى ديگر

 

نهمين دوره جشنواره فيلم فجر، سال 1369

سيمرغ بلورين بهترين موسيقى فيلم براى فيلم عروس

(در اين دوره موسيقى فيلمهاى پرده آخر و دو فيلم با يك بليط نيز با آهنگسازى بابك بيات كانديد بهترين موسيقى فيلم شدند.)

 

دهمين دوره جشنواره فيلم فجر، سال 1370

كانديد بهترين موسيقى فيلم براى فيلم مسافران

 

دوازدهمين دوره جشنواره فيلم فجر، سال 1372

كانديد بهترين موسيقى فيلم براى فيلم روز فرشته

 

سيزدهمين دوره جشنواره فيلم فجر، سال 1373

كانديد بهترين موسيقى فيلم براى فيلم روز شيطان

 

پانزدهمين دوره جشنواره فيلم فجر، سال 1375

سيمرغ بلورين بهترين موسيقى فيلم براى فيلم هاى سرزمين خورشيد و مردى شبيه باران

 

شانزدهمين دوره جشنواره فيلم فجر، سال 1376

كانديد بهترين موسيقى فيلم براى فيلم مرسدس

 

هفدهمين دوره جشنواره فيلم فجر، سال 1377

كانديد بهترين موسيقى فيلم براى فيلم قرمز

 

بيستمين دوره جشنواره فيلم فجر، سال 1380

حظور در هيات داوران

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 فروردین1387ساعت 12:27  توسط ابی | 
 
 
ترانه سرا خواننده ترانه
ايرج جنتى عطايى داريوش بن بست
ايرج جنتى عطايى داريوش علي كنكورى
ايرج جنتى عطايى داريوش پشت سر
ايرج جنتى عطايى داريوش خونه
ايرج جنتى عطايى داريوش ابر مرد مشرقي
ايرج جنتى عطايى داريوش پسر پسر
ايرج جنتى عطايى داريوش شهر غم
ايرج جنتى عطايى داريوش خوشيد خانوم
ايرج جنتى عطايى داريوش فرياد زير آب
ايرج جنتى عطايى داريوش عروسك
ايرج جنتى عطايى داريوش طلايه دار
ايرج جنتى عطايى گوگوش كتيبه
ايرج جنتى عطايى گوگوش يه نفر يه روز مياد
ايرج جنتى عطايى گوگوش هيچكى مثل تو نبود
ايرج جنتى عطايى ابى خورجين
ايرج جنتى عطايى ابى خاتون
ايرج جنتى عطايى ابى تپش
ايرج جنتى عطايى ابى مولاى سبز پوش
ايرج جنتى عطايى ابى تن تو كو
ايرج جنتى عطايى ابى سايه
ايرج جنتى عطايى ابى روح بزرگوار
ايرج جنتى عطايى ابى تو كى هستى
ايرج جنتى عطايى ستار خانه به دوش
ايرج جنتى عطايى ستار شب و ديوار
ايرج جنتى عطايى ستار شعر مرثيه
ايرج جنتى عطايى ستار شهر غم
ايرج جنتى عطايى گيتى آشپز خانه
ايرج جنتى عطايى ناصر صبور فقط عشقه كه مى مونه
ايرج جنتى عطايى ناصر صبور تو دروغاتم قشنگه
ايرج جنتى عطايى ناصر صبور طلسم
ايرج جنتى عطايى على سهراب من از سفر ميام
ايرج جنتى عطايى على سهراب جوانه
شهرام دانش على سهراب خسته نشو
محمد حسن درويش على سهراب ديدار
ناهيد كبيرى على سهراب فردا كه نيستى
ايرج جنتى عطايى مانى رهنما با كوچه آواز رفتن نيست
نيما يوشيج مانى رهنما آى آدمها
شهين حنانه مانى رهنما پرنده
ناهيد كبيرى مانى رهنما مرگ ماهى ها
پيام پارسا مانى رهنما سقوط
پيام پارسا مانى رهنما مرثيه
 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 فروردین1387ساعت 12:21  توسط ابی | 

زندگینامه مختصری از بابک بیات در بخش فیلم:

فارغ التحصیل هنرستان عالی موسیقی.

گذراندن دوره اپراتوری در ایران.

گذراندن دوره سازشناسی در خارج از کشور.

شروع فعالیت به عنوان خواننده رسمی در گروه کر باغچه بان.
خواننده تنور اپرای تهران در تالار رودکی.

شروع فعالیت سینمایی با فیلم « حسن کچل » (علی حاتمی) به عنوان سازنده موسیقی متن در سال ١٣٤٩.

تقدیر شده در چهارمین جشنواره فیلم فجر برای ساخت موسیقی فیلم "اتوبوس" (یدالله صمدی) در سال ١٣٦٤.

برنده سیمرغ بلورین بهترین موسیقی در نهمین جشنواره فیلم فجر برای ساخت موسیقی فیلم « عروس » (بهروز افخمی) در سال ١٣٦٩.

برنده سیمرغ بلورین بهترین موسیقی در پانزدهمین جشنواره فیلم فجر برای ساخت موسیقی فیلم های « سرزمین خورشید » (احمدرضا درویش) و « مردی شبیه باران » (سعید سهیلی) در سال ١٣٧٥.

 

سال

نام فيلم

سال نام فيلم سال نام فيلم
1371 تماس شيطانى 1366 گمشدگان 1351 تنها مرد محله
1371 آتش در خرمن 1366 مزدوران 1351 شيرتوشير
1371 افعى 1366 مكافات 1352 كيفر
1371 بيا با من  1366 ويزا 1352 خورشيد در مرداب
1372 ديدار 1367 شاخه هاى بيد  1353 هياهو
1372 جنگ نفت كشها 1367 شب حادثه 1353 مسلخ
1373 عروسى خون 1367 عروسى خوبان 1355 تنها حامى
1373 روز شيطان 1367 كشتى آنجليكا 1356 فرياد  زير آب
1374 توفان 1368 تمام وسوسه هاى زمين 1355 برهنه تا ظهر با سرعت
1375 سرزمين خورشيد 1368 دستمزد 1360 مرگ يزدگرد
1375 ديپلمات 1368 دو سرنوشت 1362 نقطه ضعف
1375 حرفه اى 1368 شب  مكافات 1362 مجموعه سلطان و شبان 
1375 مردى شبيه باران 1368 شنا در زمستان 1363 راه دوم
1375 مجموعه پهلوانان نمى ميرند 1368 گل سرخ 1363 ريشه در خون
1376 مرسدس 1369 پرده آخر 1363 مترسك
1376 جهان پهلوان تختى 1369 عروس 1364 آتش در زمستان
1376 ساحره 1369 دو فيلم با يك  بليط 1364 اتوبوس
1377 قرمز 1370 آقاى بخشدار 1364 جستجو در شهر
1377 معصوم 1370 بهترين  باباى دنيا  1364 صاعقه
1377 فرياد 1370 عشق من شهر من 1365 ترنج
1377 دو زن 1370 قربانى 1365 تشكيلات
1377 شيدا 1370 مار 1365 طلسم
1378 مجموعه ولايت عشق 1370 مسافران 1366 ايستگاه
1378 دستهاى آلوده 1370 موتو 1366 شايد وقتى ديگر
  1371 خوش خيال 1366 شكار
  1371 روز فرشته 1366 گاويار

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 فروردین1387ساعت 12:7  توسط ابی | 

بابک بیات در سال 1325 در شهر تهران به دنیا آمد.از سن 19 سالگى در اپراى تهران و زیر نظر خانم اولین باغچه بان, آقاى ثمین باغچه بان و نصرت الله زابلى با موسیقى کلاسیک و جهانى آشنا شد و در حدود پنج سال همکارى خود را با این اپرا ادامه داد.
بعد از آن با محمد اوشال آهنگساز و رهبر ارکستر جاز فولکوریک دوستى عمیقى پیدا کرد که این دوستى به ادامه هارمونى و آکومپانى مان و فراگیرى دیگر اشتیاقات موسیقایى بیات منجر شد.ایرج جنتى عطایى شاعر و ترانه سرا و نمایشنامه نویس که از دوران کودکى تا قبل از انقلاب با بابک بیات همگام با هم موسیقى ترانه را ادامه دادند, در زندگى بیات و خانواده اش بسیار موثر بود, که این دوستى به ساخت ترانه هاى بسیارى از جمله : غریبه, جنگل, بن بست, خونه, فریاد زیر آب, على کنکورى, تپش, خاتون, سایه, خورجین (بانوى شرقى), فصل بد خاکسترى (روح بزرگوار), سقف, هیچ کسى مثل تو نبود, طلایه دار (اى بزرگ موندنى) و بسیارى ترانه هاى دیگر منجر شد.

بابک بیات موسیقى فیلم را با فیلم غریبه که با همراهى واروژان ساخته شد, شروع کرد.بعد از فیلم غریبه,بیات موسیقى فیلم هاى : خوشید در مرداب, شب آفتابى ( با ترانه عروسک قصه من), برهنه تا ظهر با سرعت, فریاد زیر آب, سریال چنگک و بسیارى موسیقى بیلم هاى دیگر را ساخت.


بعد از پیروزى انقلاب بابک بیات فعالیت موسیقى را در شرکت ابتکار, همراه با دوستش ابراهیم زال زاده و با کاست قاصدک, زندگى نامه صمد بهرنگى و بصورت ترانه هاى کودکانه خانم سیمین غدیرى آغاز نمود.پس از آن کاست خروس زرى پیرهن پرى را به همراه احمد شاملو و کاست هاى سکوت سرشار از ناگفته هاست و چیدن سپیده دم را با صداى احمد شاملو موسیقى ساخت.

بابک بیات موسیقى فیلم را در بعد از انقلاب با فیلم مرگ یزد گرد ساخته بهرام بیضایى شروع کرد و در سال 1362 موسیقى فیلم هاى نقطه ضعف و ریشه در خون را ساخت و در سالهاى بعد براى فیلم هاى شاید وقتى دیگر و مسافران ساخته هاى بهرام بیضایى, سریال سلطان و شبان, کشتى آنجلیکا, عروس, پرده آخر, طلسم, مرسدس, جهان پهلوان تختى, دستهاى آلوده, اتوبوس, قرمز, دو زن, شیدا و در حدود 90 فیلم سینمایى موسیقى نوشته است و آخرین سریالى که وى براى آن موسیقى ساخته است سریال ولایت عشق است.

بابک بیات در سال 1369 پس از چند بار کاندید بودن براى موسیقى فیلم بالاخره این سال وقتى که از پنج کاندید موسیقى فیلم سه بار نام او را اعلام کردند جایزه سیمرغ بلورین فجر را براى فیلم عروس دریافت کرد.همچنین در سال 1375 وقتى که از بین چهار کاندید دو بار نامش اعلام شد, مجددا سیمرغ بلورین را دریافت نمود.
در خانه سینما براى فیلم ساحره جایزه اول موسیقى فیلم را دریافت کرد.در جشن گزارش فیلم جایزه بهترین آهنگسازى را براى صد سالگى سینما از آن خود کرد. در سال 1381 در مراسمى که در شیراز برگزار شد از بابک بیات و چهار هنرمند بزرگ دیگر ایران تقدیر به عمل آمد.همچنین در همین سال و در مراسمى دیگر از بابک بیات به خاطر یک عمر تلاش در زمینه ترانه ایران تقدید شد که در این مراسم پیامهایى از ایرج جنتى عطایى، بهرام بیضایى و... قرائت گردید.


از دیگر فعالیتهایى بابک بیات در این سالها ساخت قطعه کرال و ارکسترال "سرزمین خورشید" بود، که در سال 1376 توسط ارکستر سمفونیک تهران و به رهبرى استاد "فریدون ناصرى" اجرا شد.

بابک بیات در کنار ساخت موسیقى, حدود هشت سال است که در دانشگاههاى تهران مشغول به کار بوده و موسیقى فیلم تدریس مى کند. بابک بیات همیشه از دوستانش مانند محمد اوشال, ایرج جنتى عطایى, خسرو شریف پور و مهندس فریدون حمیدى و ... که مشوق او بودند یاد مى کند.از دوستیش با ایرج جنتى عطایى و خاطراتشان, از سفرش با احمد شاملو به کشور سوئد که موسیقى اش صداى شاملو را در شبهاى شعر در کنسرت هوست و چند جاى دیگر که به چند ماه انجامید همراهى مى کرد, و از خاطراتش با نصرت رحمانى: "زندگى بازیست, ما خود صحنه مى سازیم تا بازیگر بازیچه هاى دیگران باشیم, واى زین برد روان فرساى, من بازیگر بازیچه هاى دیگران بودم, گرچه مى دانستم این افسانه را از پیش, زندگى بازیست."

وزمزمه مى کند شاملو را که: "همه لرزش دست و دلم, از آن بود که عشق پناهى گردد,پروازى نه گریزگاهى گردد, آى عشق آى عشق چهره آبیت پیدا نیست." از شفیعى کدکنى مى گوید.از ایرج جنتى عطایى مى گوید و از پرسه هاى در کوچه پس کوچه هاى جنوب شهر تهران.
از سینما رفتن هاى ساعت 11 صبح و سینما نیاگارا.از اسفندیار منفرد زاده و و دوستى هاى قدیمى و از ملودیهاى او که از بچه تهران قدیم صحبت مىکند.از جمعه، از رضا موتورى، فرهاد مهراد و شهیار قنبرى.از واروژان، از محمد اوشال و رفاقتهایشان که حتى بلنداى بلندترین سپیدارها هم به اندازه آن نیست.از بهرام بیضایى و استادى و احاطه اش در موسیقى فیلمى که قرار است برایش نوشته شود.از احمد شاملو و همسرش آیداى مهربان.

بابک به زندگى گذشته خود مى بالد و از بیان آن ترسى ندارد.از محله هاى جنوب شهر تهران و از آشنایى با ایرج جنتى عطایى در همین محله ها.سرآسیاب دولاب،خیابان شهباز، شکوفه، کرمان، و آن همه خاطره از خانه محقرى که حتى کوچکترین صدایى به گوش همسایه ها مىرسید و آغاز آهنگسازیش از همین خانه محقر 48 مترى بود.و خاطرات شیرین زندگى گذشته اش با پدر و مادر و دو برادرش که سراسر تعریف از عاطفه و مهربانى و فداکارى والدینش براى او بود.زمزمه کردن هنگام رفتن به دبیرستان با کفش سوراخ و ساختن ملودى تازه، در حالى که سرماى طاقت فرسا از سوراخ کفش تمام وجودش را فرا گرفته بود.میدان ژاله، چهارراه آبسردار و راه مدرسه و پدرش که دوست داشت او یک ورزشکار شده و به دانشگاه افسرى برود و زندگى نطامى را شروع کند.اما او با این تفکر پدر جنگید و موسیقى را دنبال کرد و به همین دلیل بدون حمایت پدر راه خود را ادامه داد.
در زندگى بابک مرگ پسرش بسیار اثر گذار بود.پسرش "مانى" که ده سال از بهترین دوران زندگى بابک را با او گذراند و تنها یک کودک سرمایه ذهنى یک پدر بود و شاید هم آن کودک، پدر بابک بود که خود را براى بابک ده ساله کرده بود.و بعد بزرگوارانه و ساکت و عمیق، با فریادهایى از درونش مرد و بابک را به دنبال خود برد، که بابک موسیقى اش را بسازد و نزد زندگان بماند.او بسان عشق "ارف ئوس" رفت و بابک بسان "ارف ئوس" آنقدر نواخت، نواخت که خداوند پس از چهار سال کودکش را به او برگرداند.و این کودک نامش "بامداد" است، و خدا معجزه اى کرد و در کنار "بامداد"، "باربد" را هم به بابک هدیه کرد.
بابک همیشه از دخترش "غزل" که در آینده نزدیک از هنرمندان نقاش خواهد شد و دو پسرش "باربد" و "بامداد" که موسیقى را دنبال مىکنند، رضایتمندانه صحبت مى کرد.
و از همسرش که همیشه و در همه حال آرامش او را فراهم کرده است.

او سرانجام صبح روز یکشنبه 5 آذر 1385 به دليل عارضه نارسايي كبد در بيمارستان ايران‌مهر تهران درگذشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 فروردین1387ساعت 12:45  توسط ابی | 

سلام دوستان عزیز

هدف من از ساخت این وبلاگ این بوده که هر چیزی که خودم درباره ی بابک بیات میدونم و هر چیزی که درباره ایشون گیر آوردم اینجا بنویسم تا همه ی طرفداران ایشون بتونن استفاده کنن.

همچنین سعی میکنم بیشتر ترانه هایی که ایشون آهنگسازیشو کردن رو اینجا بزارم.

فقط یه خواهش دارم:اگه شما عزیزان مطلبی دارین یا ترانه ایی با صدای خود ایشون یا ترانه های خیلی قدیمی که ایشون آهنگسازی کردن رو حتما بهم بدین تا من در وبلاگ قرار بدم.

آرزوم بود یه روز بخونم و بابک بیات آهنگسازی ترانمو انجام بده.

هر چقدر بگم ملودیهاشو دوست دارم کم گفتم.

الانم که دارم مینویسم اشک تو چشام جمع شده.

اخه مگه میشه آدم ترانه ی فریاد زیر آب و خسته نشو و دلم گرفت رو گوش بده و به یاد بابک بیات نیفته و اشکش در نیاد؟

امیدوارم فقط بتونم ذره ایی از علاقم به این بزرگ مرد موسیقی رو اینجا نشون بدم و شاید روح ایشون رو شاد کنم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 فروردین1387ساعت 12:43  توسط ابی |